روستای زاویه سادات - خلخال - ایران
بهترين رفقا ی دوران زندگی در میان لشگر اسلام
لینک های مفید
=======
وبلاگ:
کاربر:
رمز:
==
کاربر:
رمز:
====

رحلت سید محمود مختاری زاویه را به خانواده

محترم آن مرحوم تسلیت عرض  نموده و برای

  باز ماندگانش  صبر و سلامتی  آرزو مندیم   

 

  تغسیل وتدفین  آن  مرحوم روز دو شنبه  مورخه

 

93/11/6 در روستای زاویه سادات خواهد بود

 

روحش شاد

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 20:13 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

رحلت سید محمود مختاری زاویه را به خانواده

محترم آن مرحوم تسلیت عرض  نموده و برای

  باز ماندگانش  صبر و سلامتی  آرزو مندیم   

 

  تغسیل وتدفین  آن  مرحوم روز دو شنبه  مورخه

 

93/11/6 در روستای زاویه سادات خواهد بود

 

روحش شاد

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 20:12 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

رحلت سید محمود مختاری زاویه را به خانواده

محترم آن مرحوم تسلیت عرض  نموده و برای

  باز ماندگانش  صبر و سلامتی  آرزو مندیم   

 

  تغسیل وتدفین  آن  مرحوم روز دو شنبه  مورخه

 

93/11/6 در روستای زاویه سادات خواهد بود

 

روحش شاد

 


 

[ یکشنبه پنجم بهمن 1393 ] [ 20:11 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

 

گلبرگ سرخ لاله ها درکوچه های شهرما بوی شهادت میدهدشهید مهدی باکری

    اطاعت از امامش عهد دیرین بود اورا * شهادت در ره حق شهد شیرین بود اورا       

     به شمع دین مدید المدتی پروانه گشتند * ابد در دجله می افتاد امر این بود اورا

یادشان گرامی

سایت عملیات های هشت سال دفاع مقدس روی تصاویر کلیک کنید
   

موضوعات مرتبط: مناسبتها
[ دوشنبه یازدهم شهریور 1392 ] [ 9:30 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

                               بسمه تعالی             36672948487598831014.jpg

ماه رمضان المبارک تابستان سال 1393 بود که شورای فرهنگی شورای نگهبان (دفتر شهرستان خلخال) تصمیم گرفت به همراه اعضای دیگر این دفتر از مجتمع جانبازان ایثار واقع در منطقه شورا بیل شهر اردبیل دیدن نمایند . هدف از این دیدارزیارت جانبازان اعصاب وروان دوران دفاع مقدس بود که در آن مجتمع نگهداری می شوند. بعد از ادای فریضه نماز در مصلای شهر خلخال به همراه دوستان شورای نگهبان (اعضای محترم شورای فرهنگی ، سرناظرین محترم ، ناظربن ، و. . . )با منی بوس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (جا دارد بدینوسیله از جناب سرهنگ کریمی فرمانده محترم سپاه تشکر نماییم) به سمت اردبیل حرکت نمودیم . ساعت چهار عصر بود که به مجتمع ایثار رسیدیم .خیلی دوست داشتم کیفیت دیدار بامیهمانان این مجتمع را در این فضا برای خوانندگان این صفحه به تصویر کشم . اما نه من بلکه هیچکس نمی تواند شرح حال دلاور مردانی را توصیف نماید که سخاوتمندانه جان خود را در طبق اخلاص گذاشتند وبرای دفاع از ارزشهای انسانی وانسانیت به جبهه های نبرد با بعث عراق شتافتند .

اما در این مجتمع تعدادی از جانبازان از اهالی خلخال بودند .من یکی از اینجانبازان را خوب می شناختم .اسم اوسید عبد الله عزیزی زاویه معروف به سید صداقت است .لذا فرصت را مغتنم دیدم که به بهانه همین دیدار دوران زندگی این جانبازعزیز را تا اندازه ای که می توانم برای خوانندگان عزیز ترسم نمایم تاشاید قدری از دین خود را به این ایثارگران بی توقع ادانمایم .

حال شرح سید عبد الله عزیزی وتصاویر دیدار:

سید عبد الله عزیزی زاویه معروف به سید صداقت در روستای زاوبه سادات چشم به جهان گشود . او زندگی خود را در حالی آغاز نمود که خوانواده اش  از راه کشاورزی و دامداری امرار معاش می نمود . البته بعد از سال 1352 پدر ایشان در فصول سرد سال برای کار در شرکتهای ساختمانی به شهرهای دیگر مثل بندر عباس  و ... سفر می نمود. مادر بزرگوارش حافظ قرآن بود.سید صداقت به دلیل زندگی در یک خانواده مذهبی و  نزدیکی مزلشان بامسجد فردی مذهبی به بار آمد. او قبل از انقلاب در مجالس  انقلابی به همراه دایی بزگوارش سید حسین عزیزی زاویه و پسر خاله اش سید محمد حسین قاسمی وسید مرتضی قاسم زاده وبخصوص سید علوم وسید محمد در مسجد شرکت می نمود . 

 36672948487598831014.jpg                       59877601267106013612.jpg

 

 

سید صداقت با شروع جنگ تحمیلی بعثیون عراقی علیه ایران در بسیج و آموزشهای آن حضور یافت . کتابخانه مسجد حضرت امام خمینی ( رحمةالله علیه ) که با همت پسر خاله سید صداقت (شهید سید علوم عزیزی زاویه ) رونق داشت بعد از شهادت سید علوم در عملبات ولفجر یک به سید صداقت واگزار گردید . سید عبدالله در زمستان سرد سال 1362 در جمع بچه های مسجد در یک کوهنوردی شرکت نمود . او که از توانایی جسمی بالایی برخوردار بود در این کوهنوردی تحسین همه را برانگیخت. سید صداقت در سالهای 1362به بعد در جبهه های جنگ حضور یافت. سال 1363 سید صداقت در یکی از گردانهای لشگر 31 عاشورا به عنوان مسول قبضه موشک آرپی جی خدمت می نمود . وقتی از موقعیت ایشان اطلاع یافتیم با تعدادی از دوستان تصمیم گرفتیم به دیدنش برویم . ما که در پاسگاه زید بودیم هنگام عصر حرکت نمودیم ولی به دلیل نبود وسیله نقلیه در مسیر حرکت مجبور شدیم پیاده طی طریق نماییم . به همین دلیل بود که هنگام غروب به منطقه حسینیه واقع در غرب کارون رسیدیم . بعد ازاقامه نماز که در جستجوی سید صداقت بودیم او را در حالی یافتیم که آر پی جی به دوش در وسط ستون گردان برای انجام تمرینات نظامی در حرکت بود . چند لحظه ای همدیگر را در آغوش گرفتیم . ستون نظامی ودر حال حرکت بودن آن اجازه نمی داد بیش از آن همراه شویم . واین آخرین لحظه ای بود که سید صداقت را در لباس نظامی وبه شکل رشید و جوانمرد می دیدم. او از ما جدا شد وگردان در تاریکی شب از افق دیده های ما پنهان گشت .

باوجود مشغله جنگی و جدا بودن یگانهای خدمتی ما وایشان دیگر نتوانستیم همدیگررا ملاقات کنیم . من در اهوازبستری بودم اطلاع یافتم ارتش بعث عراق در یک حمله  شهرستان مهران را با استفاده از گازهای شیمیای و همدستی منافقین کوردل اشغال نموده است

1 - (جهت کسب اطلاعات بیشتر ازاین عملیات   اینجا کلیک نمایید    ) .

2 -  جهت مطالعه ادامه مطلب اینجا کلیک نمایید           


موضوعات مرتبط: خاطرات
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم دی 1393 ] [ 16:17 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

85111709794376332140.jpg 

تاکسی تلفنی احسان با مدیریت

 

آقای 

 

محمد علی احسانیان جهت سرویس

 

دهی به اهالی روستای زاویه سادات

 

افتتاح شد

85111709794376332140.jpg

[ یکشنبه بیست و یکم دی 1393 ] [ 3:46 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

خبر

 

با یکسان شدن شماره تلفنهای استان روستا ی زاویه سادات به

جهان انترنت متصل گردید

کد شهرستان خلخال 045

پیش شماره روستا  3240 + چهار رغم آخر شماره تلفنهای سابق

مثال : اگر شماره تلفنی 4363322  بوده به شکل زیر تغییر یافته است

32403322

[ یکشنبه نوزدهم مرداد 1393 ] [ 1:51 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
در یک اقدام تامل بر انگیز اعضای شورای روستای زاویه سادات مراتع شخصی اهالی ( کوه قاری داغی ) را به شخصی به نام محمد رضا سعیدی واگزار نمودند تاایشان از آن به عنوان معدن بهره برداری نماید در حالی که برای روستا هیچ امتیازی اخذ ننموده ورضایت صاحبان املاک را جلب ننموده اند

.jpg

[ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 ] [ 13:29 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
بسم رب الشهدا والصدیقین

سلام

جمعه همین هفته(1393/2/19) بود که با تعدادی از بچه های کانون به اتفاق امام جمعه محترم حاج آقای رشتبری و تعدادی از چهره های فرهنگی شهر بعد از خوندن نماز جمعه عازم اردبیل شدیم...

مقصدمون بیمارستان تخصصی روانپزشکی جانبازان بود...

جایی که جانبازان عزیز اعصاب و روان نگه داری میشن...

جایی که میشه گفت قطعه ای از بهشته (شرف المکان بالمکین)

و بدون وضو قدم برداشتن تو اونجا واقعا یه کم لطفی بزرگه...

دیگه بیشتر از این نمیتونم بنویسم چون هر زبانی  از وصف اون همه زیبایی قاصره و نه اینکه من اهل قلم هستم...

شاید بهتر این باشه که با روایت تصویر ادامه بدم...

DSC05727QrYov.jpg


DSC05726.jpg

DSC05693.jpg

برای دیدن بقیه تصاویر به ادمه مطلب بروید

[ یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393 ] [ 20:5 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

رحلت حاجیه خانم سیده فخرجهان جنانی ، مادر شهید سید حامد جوادی را به خانواده مکرم و داغدار آن سفر کرده و خانواده محترم شهدا تسلیت عرض می کنیم مجلس بزگداشت آن مرحوم روز دوشنبه مورخه

15/ 02 / 1392 از ساعت 3 الی 5 ( 15 الی 17 ) برگزار می گردد

[ دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393 ] [ 15:11 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
با عرض تسلیت به خانواده معزا  ،یکی دیکر از رزمنده گان دوران دفاع مقدس ( سید مقتداسلیمی زاویه ) عصر روز یکشنبه مورخه 10/ 01 /1393 دارفانی را وداع وبه رحمت ایزدی  پیوست ، روحش شاد و جنت خداوندی ارزانیش   باد

[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 21:44 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
عملیات های هشت سال دفاع مقدس
   




موضوعات مرتبط: عملیات های هشت سال دفاع مقدس
[ سه شنبه سیزدهم اسفند 1392 ] [ 3:6 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
.jpg

[ دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 ] [ 11:40 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
شرح واقعه قیام هفت یهمن 1357 خلخال
برای اطلاعات بیشتر اینجاکلیک کنید


ادامه مطلب
[ جمعه چهارم بهمن 1392 ] [ 0:46 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
 رزمنده ای دیگراز دوران دفاع مقدس ، سید احمد خلخالی زاویه فرزند سید نصر الله به رحمت ایزدی پیوست
 روحش شاد 

[ شنبه بیست و هشتم دی 1392 ] [ 23:36 ] [ شورای نویسنده گان ]

25226751660156824655.jpg
رزمنده اسلام مرجوم سید نادر احمدی در کنار سید قطبی و دیگر رزمندگان

83.jpg

به ترتیب
سید سلیمی - سید تراب عزیزی - سید مهدی  صفوی - سید یدالله قطبی ضمنا نفر دیگر شناخته نشد استدعا داریم در صورتی که از مشخصات ایشان اطلاعی دارید جهت ثبت در کنار همین عکس به ما اطلاع دهید


موضوعات مرتبط: عکساها
ادامه مطلب
[ سه شنبه دهم دی 1392 ] [ 1:21 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
.jpg

..jpg.jpg


[ یکشنبه سوم آذر 1392 ] [ 17:17 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 11:17 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
عنوان:  دیدار بانوی کرمانشاهی قهرمان ووشوی جهان
تاریخ:  ۱۳۹۲/۰۸/۲۰
خانم مریم هاشمی قهرمان کرمانشاهی ووشوی جهان در مسابقات مالزی، پیش از ظهر امروز (دوشنبه) با حضرت آیت الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و مدال طلای خود را به ایشان تقدیم کرد.
حضرت آیت الله خامنه‌ای خطاب به بانوی ووشوکار کشورمان گفتند: شما با نمایش شخصیت و هویت زن مسلمان ایرانی نشان دادید که در میادین ورزشی نیز یک زن مسلمان می‌تواند با حفظ حجاب و حدود دینی، حضوری مقتدر و عزت آفرین داشته باشد.
رهبر انقلاب، دفاع علنی این بانوی ورزشکار از جمهوری اسلامی را امتیاز دیگری برای وی برشمردند و افزودند: یکی از برنامه‌های ثابت جنگ روانی دشمنان علیه جمهوری اسلامی، القای این ادعای نادرست است که نخبگان عرصه‌های مختلف با نظام اسلامی میانه‌ای ندارند که شما با اقدام خود، وابستگی به نظام اسلامی را از یک سکوی جهانی اعلام کردید.
ایشان، نفس حضور جوانان ورزشکار ایران اسلامی در میادین بین‌المللی را ارزشمند دانستند و افزودند: خدا را بخاطر وجود جوانانی همانند شما شکر می‌کنم.




موضوعات مرتبط: مناسبتها
[ جمعه بیست و چهارم آبان 1392 ] [ 10:43 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

شهیدسید عزیز اللهشهید قطبی           شهید سید پرویز  پرويز مرادخاني 1.jpg     

بسمه تعالی

به بهانۀ سالگرد  شهادت  شهیدان والامقام

 سید پرویز مرادخانی وسیدعزیزاله قطبی

       از من خواسته اند به مناسبت سالگرد شهادت دو گل پرپر سرزمین خدایی و شهید پرورایران، شهیدان بلند مرتبه سیدپرویزمرادخانی و سیدعزیزالله قطبی، مطلبی بنگارم. اینکار هم بسیاردیرهنگام است هم بسیار دشوار.

       دیرهنگام است زیرا مدتها از شهادت آن بزرگمردان میگذرد درحالیکه بنا به اطلاع، هنوز کار مناسبی در مورد تاریخ زندگی و فعالیت های ایشان انجام نشده است. شاید این خرده، اول بر من وارد است. اما ظاهراً گروهی ماموریت اصلی شان همین کار است و برای انجام این کارها حقوق و منصب میگیرند.

       بسیار دشواراست زیرا اولاً من نویسنده نیستم ثانیاً چون منی که درگِلِ گونه ای از حیات، که قرآن آن را حیات پست می خواند وامانده ام،باید از پرستوهای مهاجری بنویسم که حیات والای آخرت محور را در محیط این دنیا برگزیدند ودنیا را مزرعۀ آخرت ساختند و چندان در مسیر عبور سلامت و پیروزمندانه از آن مجاهدت کردند که خداوند آنان را به لقای خود بار داد تا «عِندَ رَبِّهِم» روزی برگیرند.

       خصوصیت کم نظیر آنان، که تنها در مردان خدا یافت میشود وبس، همان اخلاص بود. اخلاص آنها را قادر میساخت به حکم عجیب این آیه عمل کنند که «قُل اِنَّما اَعِظُکُم بِواحِدَةٍ اَن تَقوموا لِلّهِ مَثنا وَفُرادا»: تنها هم بودید باید برای خدا قیام کنید. اخلاص یعنی چیزی غیر رضای خدا نخاستن. این مقام از زمین تا آسمان با مرحلۀ عمل به واجب وترک حرام فاصله دارد. طوری که اهالی این، اهل آنرا درک نمیکنند. اغلب با تعجب میگویند: انگار اهل این دنیا نبودند یا نیستند. راست هم میگویند.

       شهدا راستگویی خود را با تقدیم جان اثبات کردند. خدا اینرا خاسته:«... وَ تَمَنَّوَوالمَوتَ اِن کُنتُم صادِقینَ» و«مِنَ المؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقوا ماعاهَدواللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضانَحبَهُ وَمِنهُم مِن یَنتَظِرُ وَمابَدَّلوا تَبدیلاً» صادقین آنانند که گروهی ازایشان جان باختند وگروهی درانتظارجان باختن لحظه شماری میکنند ودست بردار نیستند تاجان خود را تقدیم کنند. البته جانبازی هماره در جهاد اصغراتفاق نمی افتد بلکه جبهۀ جهاد اکبر وسیعتر و زمان آن طولانی تراست. چندانکه رسول خدا -ص آنرا جهاد اکبر نامید.مسلماً جنگ باخود واقعاً هم سخت تر، هم پیچیده تر است.

       این دو شهید که پسرخاله بودند، قبل از انقلاب با امام (ره) و راهش پیوند خورده بودند و از ابتدای پیروزی انقلاب به سپاه پیوسته و در جهت حفاظت از انقلاب به مجاهدت شبانه روزی مشغول بودند. آشنایی من با آنها قریب به سه سال پس از آغاز این مجاهدت بی امان، در اولین اعزام بسیجیان شهرستان خلخال به جبهه در قالب یک گروهان بود که شهید والا مقام، قطبی، به عنوان یکی از مسئولین، این جمع کوچک را همراهی میکرد. اوازسابقین بود و تجربۀ رزم داشت. قبلاً در جبهۀ کردستان به همراه شهید بزرگوار خدمتعلی رجبعلی، فرمانده سپاه خلخال، جنگیده وبارها حماسه آفریده بود.

       اینبار اما دیگر جوان مجرد دیروز نبود. بلکه قلب زن جوانی هم که در انقلابی بودن کم ازهمسر جوانش نداشت و مسئول بسیج خواهران خلخال بود، برای وی       می تپید. وابستگی جدیدی برایش ایجاد شده بود؛ اکنون درمسیرمجاهدت برای لقای حق، علاوه بر بندهای سابق، باید آن بند را نیز بگسلد. تنها یک هفته از ازدواج کاملا انقلابی و عجیب وغریب عزیزالّه میگذشت که به جبهه بازگشت. این تنها ازدواج (ازلحاظ شکل ومحتوا،هردو) به سبک ازدواج امام علی ع وفاطمه س بود که درعمرم دیده ام که میتوانست الگویی برای یک ازدواج مکتبی بر اساس آموزه های شیعی باشد.

      اقدام انقلابی و مکتبی عزیزالّه از سوی مردم سنتی محل، قابل درک نبود. اما خبر از تغییرعظیمی در ارزشها و هنجارهای رفتاری طبقۀ جوان میداد که انعکاس فریادهای خیل خداباوران پیشتاز تاریخ بشر بود که انسان را حقیقتی در حال شدن، سوار بر امواج پرتلاطم حوادث زندگی بشری تعریف میکرد که محدود به زمان و مکان نبود:«کُلُّ یَومٍ عاشورا وَکُلُّ اَرضٍ کَربَلا»

      در اعزام مذکور نیروها به «صالح آبادِ» استان ایلام و از آنجا به جبهۀ تپه های «ذیل» و«بانی شیطان» و اطراف رودخانۀ «کُنجان چَم» مشرف بر دشت مهران وعملیات «ِمِیمَک» فرستاده شدند. قبل از تقسیم نیروها بین تپه های مختلفِ منطقه که ارتباط با آنها تنها با پای پیاده و حیواناتِ باربر برقرار می شد، مدتی را در یک چادر با هم گذراندیم. گاهی درخاب قرآن تلاوت مینمود؛ به نحویکه اطرافیان اگربیدار بودند میشنیدند.  

       نامه هایی بین او وهمسرش رد وبدل میشد. در یکی ازنامه ها از اوخاسته بود که اگرشهید شد بابت مهریه حلالش کند. چون چیزی دراین دنیا نداشت تا بدهی اش را بپردازد. درعین حال اصرار داشت مطمئن باشد، هنگام ملاقات خدا، حق الناس برعهده نخواهد داشت. آنها سعی داشتند واز خدا میخاستند یاریشان کند تا راه علی ع وفاطمه س را بروند.

      در بازگشت از جبهه مدتی فرماندهی واحد بسیج سپاه خلخال را به وی سپردند. به اعتقاد من آن دوران درعین حال که فقیرانه ترین دوره ایست که بر بسیج خلخال گذشته، شکوفاترین و پربارترین دوران بسیج نیز به شمارمیرود. بسیاری از انقلابیون آن نسل، رهیافتگان با نفس گرم آن سلالۀ بر حقِ رسول رحمتند . او قلبی بزرگ و روحی صبور وسترگ داشت به نحوی که همۀ بدی های دیگران را جذب و هضم میکرد وآنها را به انسان هایی پاک و سالک تبدیل مینمود.

      روزی دستورداد: برو فلان وفلان وفلان را بگو برای اعزام به بسیج بیایند. با عصبانیتی متکی به صبر و اخلاق نرمِ مثال زدنی اش گفتم: اینها چه ربطی به جبهه دارند؟! از عواقب این کار نمی ترسی؟! مرا توجیه و راهی کرد. چندی پیش به آنها گفته بود که شما درغفلت هستید؛ درحالیکه همسالان شما در جبهه ها از ناموس مردم دفاع میکنند. پاسخ شنیده بود که اگر بگذارند ما هم میرویم. عزیز با توکل به خدا آنها را به دانشگاه جبهه فرستاد وفرصتی عظیم برایشان ایجاد کرد تا بخت خود را بیازمایند. یکی از آنها در همان روزهای ابتدایی ورود به بسیج، تحولی را تجربه کرد که نگرانی همه را نسبت به احتمال پروازش قوت بخشید. باقی نیز به خیل مشتاقان جهاد اصغر وبَعد جهاد اکبر پیوستند.

       به خاطر می آورم وقتی برای سرکشی از بسیجیان به روستاها می رفتیم، اهالی روستا با دیدن خودروی دولتی که به ندرت از جاده های صعب العبور محل زندگی آنها میگذشت، متوجه آن میشدند. به اولین کسی که برمیخوردیم، سید عزیزالله پیاده میشد و او را با صفای تمام به آغوش میکشید و حسابی روی سینه اش میفشرد تا محبت بی دریغ یک مسؤل جمهوری اسلامی را در ذره ذرۀ وجودش احساس کند. با اینکه منافقین در جنگلهای شمال که در همسایگی روستاها قرار داشت، پراکنده بودند، هرگز نگران نبود شخصی که در آغوش میکشد، ضد انقلاب باشد یا بی اعتقاد به آن. همین رفتار او باعث شد پایگاه های بسیج زیادی در روستا ها تاسیس شود و اعزام به جبهه رونق بیشتری پیدا کند. او واقعاً در این زمینه رفتار پیامبرانه داشت.

       عملیات والفجرچهار در منطقه پنجوین طی چند مرحله انجام شد. در مرحلۀ اول آن،عزیزالله مسئولیت تصرف یکی از تپه های منطقه را که از استحکامات دفاعی مناسبی برخورداربود، به عهده داشت. نیروها را دو بخش نمود و خود با گروه همراهش، از پشت، تپه را دور زد و بدون توقف به استحکامات روی تپه حمله برد و پیش از نیروهایش وارد استحکامات شد. او را برادر شاعری، نوجوان پرشور بسیجی از خطۀ دلاورپرور میانه، همراهی میکرد که در همان ابتدا یکطرف بدنش هدف رگبار قرار میگیرد. عزیزالله در خلوت برایم تعریف کرد که لااقل هشت نارنجک مستقیما به او پرتاب کرده بودند. او خود را با استفاده از عوارض زمین نگهداشته و موفق به درهم شکستن دفاع دشمن شده بود. وی پس از فتح تپۀ خود، برای کمک به فتح تپه های هم جوار سر از پا نشناخته گروه دیگری را همراهی کرد. این درحالی بود که گروهی که دلیل غیبت او را نمی دانستند و شناختی از وی نداشتند، نقش اساسی او را در عملیات مذکور زیر سوال میبردند. اگرچه همرزمانش جُهّال را توجیه میکردند، خود او هیچ اقدامی نمی کرد واین اوج اخلاص عزیز را آشکار مینمود.

       مرحلۀ چهارم عملیات فرارسید. وقتی گردان حضرت ابوالفضل ع به فرماندهی  شهید والامقام صالح اللهیاری، آن جانبازسرفراز، شیر بیشه های نبرد، کوه شجاعت وایمان، بزرگمردی از سرزمین مردخیز خوی، همۀ اهداف تعیین شده را به تصرف درآورد، به دلیل عدم موفقیت لشگرهای عمل کننده در طرفین، درمحاصرۀ دشمن قرار گرفت. گروهی زخمی وجمعی اسیر شدند. عده ای نیز با استفاده از موقعیت کوهستانی آنجا عقب نشینی کردند. ارکان گردان با جمع باقیمانده، در بلند ترین قلۀ منطقه به نام «کانیمانگا»خسته،گرسنه،تشنه،زخمی و بدون مهمات به مقاومت پرداختند. سیدعزیزالله و سیدپرویزمرادخانی، یارهمیشه خندان، باصفا و باوفایش نیز آنجا بودند. بنا بر قول برادران اندکی که از آن مهلکه جان سالم به در برده بودند، آتش سنگین دشمن بر ناحیۀ کوچکی در نوک قله، که محل استقرار آنان بود، تمرکز یافته بود. درمدت محاصره که سه روز طول کشید، آتش سنگین، بسیاری را زخمی کرده بود. آن دوشهید عظیم القدر نیز درمیان آنان بودند. امکان مداوای زخمیان یا خارج کردنشان از محاصره وجود نداشت. ناچار یکی پس از دیگری در اثر خونریزی، غریبانه اما دلیرانه و فاتحانه به درجۀ رفیع شهادت نایل آمدند. با مقاومت آن دلاوران، دشمن نتوانست موضع خود را تثبیت کند. تا اینکه در روز سوم محاصره، نیروهای اسلام مجدداً منطقه را به تصرف درآوردند.

      درآخرین دیدارمان با سیدپرویز، او با لبخند معصومانۀ همیشگی اش، گریه واستغاثۀ من از معاون گردان برادر ورمزیار را نظاره میکرد.  برادر ورمزیار، کوهی از صلابت وصفای ایمانی بود که از سرزمین مردخیز خوی سر بر آورده بود. درحالی که من با اضطراب تمام از پاتک دشمن گزارش میدادم والتماس میکردم که نیروها را برای دفاع به نقاط مرتفعتر منتقل کند، پرویز اما با آرامش تمام مثل همیشه لبخند میزد وبه همه روحیه میداد. درآنجا مردان دیگری هم بودند. ولی تنها او بود که میخندید وفشار دشمن را به هیچ می انگاشت. گویی منتظر چنین صحنه ای بود تاجوهر   مردانگی اش را ظاهر نماید وخود را حسین وار در مسلخ عشق قربانی کند!  

      یادشان گرامی و راهشان برقرار.

 

 


موضوعات مرتبط: خاطرات، شهید عزیز الله قطبی، شهید سید پرویز مرادخانی
[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 18:19 ] [ سید فرید خلخالی ]

این محرم وصفر است که اسلام را زنده نگهداشته است .امام خمینی (ره)

[ شنبه یازدهم آبان 1392 ] [ 8:51 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

 

شهید آیت سلیمی زاویه

مقتل شهید سید آیت سلیمی زاویه (شرح شهادت)

عملیات بیت المقدس آغاز شده بود نیروهای ایرانی باعبور از کارون به جاده اهواز خرمشهر رسیده بودند .بخش اول از نیروها روبه سمت خرمشهر در غرب جاده پیشروی می کردند بخش دوم  روبه سمت کوشک وجفیر موضع گرفته بودند . بخش سوم  به طرف اهواز در حال پاکسازی منطقه از سربازان عراقی بودند وبخش چهارم ماموریت داشتند در مسیر پادگان حمید جفیر حرکت کنند.سیزده اردیبهشت سال 1361بود گردانهای رزمی تیپ عاشورادر منطقه جفیر مستفر شدند وتیپ نور  ا ز طریق پل سیار که مهندسی ارتش نصب کرده بود از منظقه دارخوین باعبور ازعرض کارون  وارد منطقه حسینیه شد یکی از گردانهایی که مامور در تیپ نور بود گردان شهید مصطفی خمینی است .این گردان اصولا باید از مجوعه تیپ عاشورا باشد اما فرماندهان تصمیم گرفته بودند برای تقویت تیپ نور گردان شهید مصطفی خمینی ازمجموعه تیپ نور باشد . از تیپ عاشورا گردانهای مالک اشتر و حبیب مظاهر در جفیر بودند .گردان حبیب ابن مظاهر در غرب جاده جفیر طلاءیه درحوزه پاسگاه شهابی در خط مقدم مستقر می شود . این روزها نیروهای عراقی در اثر فشار ایران عقب نشینیهای محدودی دارند . برای فریب وگرفتن زمان جهت تقوبت خود پرچمهای سفید را بر روی خاکریزهای خود نصب کرده اند . منطقه هر لحظه از سوی دوطرف جنگ زیر آتش است . 

آیت سلیمی از ابواب جمعی گردان حبیب ابن مظاهر است او  علاوه براینکه یک نیروی رزمی است با تحولات روحی که در جبهه برایش حاصل شده به یک نیروی ارزشی تبدیل شده است ..


موضوعات مرتبط: عکساها، خاطرات، شهید سید آیت سلیمی، لیست رزمند گان دوران دفاع مقدس، سرداران زاویه سادات
ادامه مطلب
[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 1:6 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
[ دوشنبه دهم تیر 1392 ] [ 10:35 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]


موضوعات مرتبط: عکساها، شهید سید بابک خلخلی
[ یکشنبه نهم تیر 1392 ] [ 15:9 ] [ سبد اورنگ خلخالی ]
[ دوشنبه بیست و یکم اسفند 1391 ] [ 1:11 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]

        

نام : سید عزیز اله     نام خانوادگی : قطبی     تاریخ تولد : 1339 شمسی    تاریخ شهادت : 13 / 8 / 62

محل شهادت : پنجوین ( عملیات والفجر 4)                     مسئولیت : معاون گردان

زندگینامه
:

سید عزیز اله قطبی فرزند سید یداله قطبی در روستای زاویه سادات از توابع شهرستان
خلخال – در 5 مهر 1339 بدنیا آمد .

پدرش علاوه بر خواروبار فروشی به کشاورزی نیز اشتغال داشت و در منزل کلاس آموزش
قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر کرده بود . سید عزیز اله ابتدا روخوانی قرآن را
از پدر فرا گرفت و همزمان با آن در مدرسه ابتدایی زادگاهش در سال 1346 ثبت نام کرد
. از همان دوران کودکی هوش و استعدادش اورا از دیگر همسالان متمایز می کرد . شمرده
شمرده سخن می گفت ودر شادی به آرامی تبسم میکرد . دوره راهنمایی را در روستای خوجین
ادامه داد اما در همان سالها به علت مخالفت با رژیم پهلوی از مدرسه اخراج شد و با
میانجیگری یکی از معلمان دوباره در کلاس حضور یافت . در مدت تحصیل در روستای
خوجین مجبور بود از رودخانه ای که در مسیر قرار داشت بگذرد . گاهی اوقات به هنگام
پر آبی رودخانه دوستان کوچک خودرا کمک می کرد . خصوصیات رفتاری و کرداری شهید خوب و
مورد تایید همه دانش آموزان بود و در مدرسه همه دوستان از نامبرده راضی بودند و در
تحصیل هیچگونه مشکلی نداشت ولی تعهدش به انقلاب وی را وادار کرد که از درس دست
بردارد و در نتیجه در تشکیل سپاه خلخال نقش موثری داشت . اوقات بیکاری خود را در
سپاه و مساجد می گذراند . از نماز شب خود غفلت نمی نمود و در جلسات مذهبی شرکت
داشت . از امام خمینی (ره)حمایت می کرد و همیشه می گفت از امام پشتیبانی کنید . به
دیدار امام خیلی علاقمند بود که این امر روزی محقق شد و بصورت کفن پوش به دیدار
امام رفت . اولین بار به جبهه کردستان اعزام شد . در مجموع هشت بار به میادین نبرد
با دشمن به جبهه ها رفت ولی در آخرین ماموریت در منطقه پنجوین عراق به درجه رفیع
شهادت نایل گشت .

وصیت نامه شهید
:

بسم الله الرحمن الرحیم – بسم الله القاصم الجبارین .

از شط خون باید گذشت و مرگ سرخ بهتر از زندگی ننگین است .

لیس الانسان الا ماسعی

به نام خداوندی که همه وجود هستی از اوست و از اراده اوست و ندارد شریک و همتایی
و نزاده شده استو نه فرزندی دارد.

به نام آفریدگاری که حضرت آدم را آفرید و نسل بشری را خلق نمود .یزای هدایت
انسانها پیامبرانی فرستادو برای تحکیم دینش کتابهای آسمانی را برای رسولان خویش
نازل نمود و دین اسلام را بنا نهاد تا بشر را از غفلت و جهل و سستی و انحراف نجات
بخشد.

سلام و صلوات بر پیام آوران الهی از آدم صفی اله تا خاتم الانبیا بالاخص انبیای
اولوالعزم که هر یک با جان و مال و اولاد خویش با تمامی وجود در مقابل قدرتهای
شیطانی و طاغوتها به تبلیغ دین الهی پرداخته و به مبارزه برخاستند و هرگز با
ظلم و خصم سازش نکردند .

سلام و درود بی کران بر امیر مومنان علی (ع) بنیان گذار عالم تشیع و اولین
ایمان آورنده به خدا بعد از رسول (ص)و اولین شهید محراب .

سلام بر حضرت زهرای مرضیه سیده نساء العالمین و سلام و درور پیاپی بر جمیع ائمه
اطهار .

سلام و درود بر امام امت یاور و حامی مستضعفان و نایب بر حق امام زمان
(عج).

سلام برهمه شهداو همه خدمتگزاران جمهوری اسلامی که صادقانه به خدمت مشغولند تا
اسلام را به سرتاسر گیتی گسیل دهند .

سلام و درود فراوان بر پدر و مادرم و خواهران و برادران و همسرم که به یاری امام
برخاستند و آگاهانه به ندای "هل من ناصر ینصرنی " رهبر و رزمندگان لبیک گفتند و
به دلبندشان اذن میدان دادند و خودشان نیز حاضرند تا به هر نحوی که ممکن است کمک
کنن.

بنده حقیر به نوبت خود افتخار بر چنین پدر و مادری و خانواده ای و امتی می کنم
که امثالشان حتی در صدر اسلام نیز نبوده و این ایمان قوی چنین انسانهایی است که
امریکا و شوروی و تمامی ابرقدرتها و کاخ کرملین و واشنگتن و همه ابرقدرتها را به
لرزه در آورده است و انشاء الله پیروزی با اینان است . مباهات و افتخار بر این
خواهرانی که با یک پیام برادر کوچکشان و وصیت شهدا ، قوانین و مقررات اسلامی و عفت
و حجاب و عصمت و طهارتشان همچون جده شان فلطمه زهرا (س) رعایت کرده و اجرا می کنند
و در مصیبت و داغ برادر و همسر زینب وار صبر می کنند و پیام خودشان را به سراسر
جهان می رسانند . (اللهم اجعلنی من جندک فان جندک هم الغالبون و اجعلنی من حزبک فان
حزبک هم المفلحون و اجعلنی من اولیائک فان اولیائک لا خوف علیهم ولاهم یحزنون )
خدا مارا از انصار واقعی اباعبدالله الحسین قراردهد .

پیامی که به یاران و پاسداران و به بسیجیان و نمایندگان امام در سپاه و همه
دوستان و اشنایان و رزمندگان دارم اینست که، با تمسک به حبل الله و ریسمان الهی و
وحدت و انسجام و یکپارچگی با تمامی برادران ارتشی و با یکدیگر و با ملت اسلامی و
توکل به خداوند حفظ نظم و مقررات و ضوابط اسلامی و اخلاق و برخورد اسلامی و اطاعت
از فرماندهی و طلب کمک و یاری از خدا و کمک به رزمندگان و با داشتن خلوص نیت و
یاری پیر جماران در این روزها که همچون حسین (ع) غریب و مظلوم واقع شده بشتابید و
برای اسلام خالصانه خدمت کنید . بحضورمحترم پدر گرامیم و مادر مهربانم در این شب پر
ارزش شب شهادت حضرت امام موسی کاظم (ع) دعا و سلام می رسانم و امیدوارم که سلامت
بوده باشید و از خداوند برای شماها و دوستان و اشنایان در این شب صبر و اشتقامت و
طول عمر و سلامتی و ا یمان کامل وپایداری در راه ایمان و عقیده به خداوند خواستارم
و باز از خداوند خواستارم مارا که پیرو مکتب الهی هستیم و از تشیع سرخ علوی هستیم و
پیرو خط امام ، خدا مارا نیز مثل ائمه اطهار و شهدا مرگ شرافتمندانه و مرگ حقیقی
درراه اسلام نصیب همه ما گرداند . چنانچه امام حسین (ع)می فرمایند :

که مرگ برای فرزند آدم نوشته شده است چه زود باشد و چه دیر . مرگ ،مرگ است باشد
که مادر راه رراست بمیریم تا خدا از ما راضی باشد و خداوند مارا امتی وسط قرار
داده یعنی نه وابستگی به شرق پیدا کنیم و نه وابستگی به غرب و همیشه حضور در زمان
داشته باشیم و چنانچه خدا در قرآن می فرمایند: بجنگید در راه خدا با کسانی که با
شما می جنگند و تجاوز و تعدی نکنید ، بدرستی که خداوند تعدی کنندگان را دوست ندارد
و هر جا آنها را گیر آوردید جنگ کنید و از همان جاکه شما را بیرون کردند ، بیرون
کنید زیرا که فتنه از کشتن سخت تر است .

پدر و مادرم شماها هستید که باید امتی واخد داشته یاشید و با دشمن بجنگید و
استوارو ثابت قددم باشید و بسیار خدارا به یاد بیاورید امید است رستگار شوید . از
ناز کمک بجویید و به سخن بزرگان اسلام گوش کنید و به احمقان و نفهمان گوش نکنید .
با هیچکس کاری نداشته باشید و مراببخشید . موقع آمدن شمارا ناراحت کردم و به رویتان
آمدم . من از خدا می خواهم که همه شما را ببخشد و از گناهانتان بگذرد و از شما راضی
پردد و شما نیز از من راضی بشوید که شاید .... و اشتباه کردم که به پدر و مادر و
برادران و خواهرانم اهمیتی ندادم . دعا کنید که یا پیروز باز گردیم و یا به صف
شهیدان بپیوندم و سلام مرا به همه کسی که می شناسید برسانید ....


موضوعات مرتبط: شهید عزیز الله قطبی
[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 1:51 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
شهید سید آیت الله سلیمی زاویه


موضوعات مرتبط: عکساها، شهید سید آیت سلیمی
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 1:34 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
سید اسحق رجبی و سید قدیر غنی زاده جزیره مجنون عراق پد سوم
موضوعات مرتبط: عکساها
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 1:11 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
سال 1361 صفی آباد دزفول گردان امیر المومنین برادران

از راست ایستادها : رضایی -- سیدیوسف عزیزی -سیداسحق رجبی -- سید علوم عزیزی -- سید قدیر غنی زاده

نشسته ها از راست:نور الدین -- نامشخص (شایگان) -- سیدمرتضی عزیزی -- سیدفریدون محمدی


موضوعات مرتبط: عکساها، شهیدسید اسحق رجبی، شهید سید علوم عزیزی
[ پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 ] [ 1:4 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
سید قدیر غنی زاده
موضوعات مرتبط: عکساها
[ چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391 ] [ 0:5 ] [ سیدقدیرغنی زاده ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

بسمه تعالی

این وبلاگ برای ثبت تاریخ روستا بخصوص نقش وکارکرد آن در دوره های مختلف سیاسی ، اقتصادی ،نظامی وفرهنگی در سطوح مختلف روستا ، شهرستان ،کشوری وجهانی با تاکید بر دوره طلایی دفاع مقدس که اهالی این روستا باتقدیم 13 شهید والا مقام و 110 جانباز سر افراز وحضور 167 نفر از اهالی روستا در جبهه های نبر د حق علیه باطل مقطع تاریخی پرافتخاری را به ثبت رساندند ایجاد شده است . از یکا یک اهالی محترم روستا و کسانی که اطلاعاتی در مورد ابن روستا دارند استدعا داریم مارا در این امر یاری فرمایند .
بدیهی است در صورتی که توسط نویسندگان وبلاگ از افراد حقیقی وحقوقی در این وبلاگ نام برده شود ویا ابهامی بوجود آید افراد ذی حق در صورت تمایل می توانند نطرات خود را درمورد موضوع مذکور ،در این وبلاک منعکس فرمایند اجرتان با خدا
لینک های مفید
امکانات وب
=====
===
===شهید قطبی=== شهید رجبی وشهید سید علوم

55912883355840569394.jpg 

25131621431073676928.jpg

===

شهید آیت سلیمی زاویه 

شهید آیت سلیمی زاویه

===